قهرمان ميرزا عين السلطنه
7012
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
مردى كه اصرار در اينكار دارند و رو را بهسمت خانمها كرد كه شما اينهمه خانم اينجا هستيد هيچ رضايت داريد ، سرها به علامت خير بالا رفت . بعد روضه خواند دعا كرد . نفرين به بابيها و لامذهبها . ختم « امن يجيب المضطر » گرفت . بعد گفت كاغذجاتى به من متصل مىرسد تمام فحش بد ، نسبت به لامذهبى ، بىدينى . من وصيت نمودهام اين مراسلات را در كفن من بگذارند كه در حضور حضرت ختمىمرتبت محاكمه با آنها كنم . به من مىنويسد يك زنى ، كه تا شما كلم به سرها زنده هستيد ، ما تربيت نمىشويم . يك مرتبه يك زنى پاى منبر دست خود را بلند كرد كه همه ديدند و فرياد كرد خدا نيستشان كند ، همه آمين گفتند . خدا سزايش را بدهد ، آمين گفتند . آنوقت ميرزا عبد اللّه گفت خانمها تربيت چه ربط به حجاب دارد ، چه ربط به من و ديگرى دارد . گول اين حرفها را نخوريد . فريب اين بابيها را نخوريد . خيلى صحبت [ كرد ] . بعد گفت عصر جمعه است موقع استجابت دعا ، خوب است قرآن سر بگيريد و دعاى قرآن سرگرفتن را شروع كرد به خواندن . خيلى رقت براى همه دست داد . بعد دعاى مفصلى [ خواند ] و روز دوشنبه آخر ماه از مردم دعوت كرد . وعظ كردن در چند مسجد ميرزا عبد اللّه واعظ بىبدلى است . دهانش جذبه دارد . خوب دست و سر را حركت مىدهد . خوب به رشته و مربوط حرف مىزند . خيلى آهنگ صدايش دلچسب است . روىهمرفته امروز واعظى از او بهتر طهران ندارد . ظهر مسجد جامع ، بعد مسجد آقا شيخ هادى مرحوم خيابان فرمانفرما ، از آنجا مسجد مجد الدوله ، آخر همه مسجد سپهسالار ، شب هم مجددا مسجد مجد الدوله مىرود . خودش كار بسيار بسيار بزرگى است . افطار ، همه همشيرهها خانهء حضرت و الا بودند . بهآنجا دعوت شدم . تمام صحبت راجع به مساجد و رخت مراد بود ، خصوصا ميرزا عبد اللّه هم امروز تمجيد و تعريف از آن كرد . مردها آمين گفتند . سال ديگر چندين مقابل امسال خواهد شد . خانم سالار اعتضاد و معير الملك خانم سالار در جلوى مجلس مصادف با معير الملك مىشود . مىگويد تو پدرسوخته ، تو بىغيرت ، تو قرمساق بودى كه تاج قاجاريه را به سر نحس سردار سپه مىگذاشتى . هيچ نمىگويد . خانم سالار مجددا بناى فحاشى را مىگذارد : مادر قحبه و پدرسوخته و حرامزاده . مىگويد كميسر نزديك است . معير الملك آژان صدا [ مىكند ] و